بررسی عملکردهای سیاسی رهبران هزاره در طی یک سده اخیر نشان میدهد که آنان از ناپختگی و بیتجربگی سیاسی برخوردار بودهاند؛ با توجه به این نقصیه میتوان ادعا کرد که درصد بسیار بالای از شکستها، محرومیتها و قتل عامهای که این قوم در یک قرن متحمل شدند به خاطر اتخاذ سیاستهای ناسنجیده، و نادرست دستاندرکاران امور سیاسی هزارهها بوده است. براساس منابع معتبر و متعدد تاریخی پیروزی عبدالرحمن بر هزارهها بیش از هر عامل دیگر تنشها و درگیریهای خود سران و بزرگان هزاره با همدیگر بوده است. هر زمان که این قوم مجال مشارکت در صحنه سیاسی را یافتند به جای اینکه از آن فرصت استفاده نموده و ملتشان را از محرومیت و بدبختی نجات دهند گرفتار رقابتها و نزاعهای بیحاصل شدند و با این رفتارهای فرصتسوز و نابجا از معادلات سیاسی کنار زده شدند.