این مقاله ساختار قدرت و قشربندی اجتماعی شیعیان افغانستان ـ بهویژه هزارهها ـ را از دورهٔ نظام میرها در قرن نوزدهم تا دورهٔ جمهوریت بررسی میکند که تغییرات و تحولات نیروهای اجتماعی و قشربندی و دادههای مقاله بر اساس منابع تاریخی، تعاریف جامعهشناختی قومیت و قشربندی، و مشاهدهٔ میدانی گردآوری شده است. یافتهها نشان میدهد که سلسلهمراتب سنتی مبتنی بر مالکیت زمین و اقتدار مذهبی، پس از براندازی نظام میری بهدست عبدالرحمان و سپس در جریان جهاد علیه شوروی و تأسیس نظام جمهوریت، بارها بازتولید و بازسازی شده است. نیروهای اجتماعی و قشربندی؛چنانکه در دورهٔ جمهوریت، قشربندی شهری بر مذهب، سیاست و اقتصاد و قشربندی روستایی بر مذهب، زمین و پول استوار شد و تحرک اجتماعی شیعیان ـ چه در مسیر جهاد و مهاجرت و چه در مسیر تحصیل ـ بهطور چشمگیری گسترش یافت.