<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>جامعه المصطفی العالمیه</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ اسلام در آیینه اندیشه ها</JournalTitle>
				<Issn></Issn>
				<Volume>17</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2025</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>رابطه قومیت و قدرت در تاریخ سیاسی افغانستان</VernacularTitle>
			<FirstPage>93</FirstPage>
			<LastPage>120</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">11140</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>خدابخش یوسفی</LastName>
<Affiliation>دکتری فقه سیاسی جامعة المصطفی العالمیه</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این پژوهش با هدف تحلیل رابطه چندبعدی و تاریخی میان قومیت و قدرت در افغانستان، به واکاوی سازوکارهای شکل‌دهنده ساختار سیاسی این کشور در پرتو &lt;strong&gt;چارچوب‌های نظری قومیت‌گرایی ابزاری، هژمونی و مقاومت&lt;/strong&gt; می‌پردازد. مسئله اصلی تحقیق آن است که قومیت در افغانستان صرفاً یک واقعیت اجتماعی یا فرهنگی نبوده، بلکه همواره عاملی بنیادین در تعیین، توزیع و اعمال قدرت سیاسی به‌شمار آمده است. روش پژوهش، توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر بررسی داده‌های تاریخی و تحلیل گفتمان قدرت در دوره‌های مختلف از قرن هجدهم تا روزگار معاصر است. یافته‌ها نشان می‌دهد که نوعی هژمونی تاریخی پشتون‌محور، از طریق شبکه‌ای از سازوکارهای نظامی، اداری، فرهنگی و زبانی، بر ساختار سیاسی کشور سیطره یافته است؛ در مقابل، سایر اقوام با رویکردهای متنوعی از جمله مقاومت مسلحانه، احیای فرهنگی و بازتولید روایت‌های تاریخی بدیل، در برابر این هژمونی ایستادگی کرده‌اند. تداوم این پویایی‌ها و نیز مداخلات خارجی، موجب شکنندگی دولت، ضعف مشروعیت ملی و ناکامی در تحقق هویت ملی فراگیر شده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که برون‌رفت از چرخه تاریخی منازعه و بی‌ثباتی در گرو تحقق حکمرانی فراگیر، توزیع عادلانه قدرت و منابع، و بازنگری در روایت‌های مسلط هویت ملی است. نوآوری این تحقیق در تأکید بر نقش ابعاد ایدئولوژیک هژمونی و اشکال گوناگون مقاومت در بازتولید ساختار قدرت و هویت سیاسی افغانستان است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قومیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قدرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هژمونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقاومت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دولت‌سازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هویت ملی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">افغانستان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://fst.journals.miu.ac.ir/article_11140_36ce559a57ded87b09af76afa0aeaedf.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
